دوستان سلام.
فرصتی شد تا پس از مدتها با یک بی تعارف دیگه در خدمتتون باشم.راستش توی این چند وقت مطلبی که متناسب با این بخش باشه به ذهنم خطور نکرد که بذارم.
هرچند که همواره مسائل و مشکلات برای پرداختن به اونا و بیان بی پرده حقایق فراوونه،اما از اون جایی که این وبلاگ برای شکیلا جان هست و پیوندی نا گسستنی با موسیقی داره می خواستم در همین ارتباط باشه.
سخن رو خلاصه کنم، امروز میخوام به روند تولید خواننده! در کشورمون بپردازم.
خودتون بهتر از من می دونید که در این چند ساله اخیر با یک سیل ورود افراد به این حرفه چه در خارج کشور و چه در داخل روبرو بودیم و البته همچنان ادامه داره.به قول معروف آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است!
آنقدر ورود این افراد با سرعت بالایی صورت می گیره که وقتی تلویزیون رو با هزاران امید روشن می کنی تا بتونی آهنگی رو از خواننده محبوبت ببینی؛ پس از 3-4 ساعت نشستن پاش و این کانال و اون کانال کردن هیچی رو پیدا نمی کنی و مجبور می شی تلویزیون رو خاموش کنی.
تنها چیزی که توی این چند ساعت نصیبت می شه یه سردرد درست و حسابی و آشنا شدن با 5-6 تا خواننده جدیده که کلیپ دادند بیرون و دارند تلاش می کنند تا با ارائه ترانه های یک بار مصرف به شهرت برسند!
گفته میشه که اون قدیما یک شورایی بود به نام شورای موسیقی که اگه کسی می خواست خواننده بشه باید اول اونجا تست صدا می داد و پس از قبولی و تایید نظر اساتید و کارشناسان موسیقی می رفت سالها روی صداش کار می کرد ،تحت تعلیم قرار می گرفت و پس از 2-3 سال آلبومی رو ارائه می داد که می شد ارائه موسیقی و هنر به معنای واقعی کلمه.
اما حالا طرف شب می خوابه صبح بلند میشه تصمیم می گیره که خواننده بشه. اگه صدا و هنر هم نداشت اشکالی نداره ؛ پول واسه تبلیغ و تهیه البوم و ویدئو داشته باشه کار درسته.
به قول خانوم حمیرا به لطف دستگاه های جدید ضبط دیگه کسی بد صدا نیست.
ملودی اون هم یک ملودی ست با ساختار مشابه که متاسفانه در حال حاضر اکثر اهنگسازان و البته خوانندگان به جای نو اوری، تکیه بر هنر ایرانی و ترکیب زیبایی ها به دنبال فرم های کلیشه ای و جوان پسند و یا ریتم شاد 6&8 هستند که شده آفتی برای موسیقی ما. با اومدن رپ و متال و هوی متال آهنگسازی هم از بین رفته و دیگه نیازی به خلاقیت در ساخت ملودی نیست.در واقع می شه گفت امروزه ملودی جاش رو به ریتم داده.
شعر ترانه هم که هرچی بود، بود .خود خواننده هر جور شده یه چیزایی رو سر هم می کنه و می شه شعر .فوقش" چون قافیه تنگ آید شاعر به جفنگ آید" که این هم اصلا مهم نیست!
حالا همه چیز آماده س که خواننده(البته اگه بشه اسمش رو خواننده گذاشت) یک شبه ره صد ساله رو طی کنه.چند ساعت قبل از ضبط هم می ره توی حمام و شروع به تمرین می کنه.چرا که حمام از مهمترین مکان های تولید خواننده های عصر جدیده!!!!!
ناگفته نماند که این خواننده های جدید و البته اکثر خواننده ها یه چیز دیگه رو هم از ملزومات و جزء لا ینفک خوانندگی می دونن و اون خود نمایی و تبحر داشتن در انجام حرکات موزونه!
خب حق دارن ؛خودشون می دونند که قراره چه اراجیفی رو بخونن و حرفی رو واسه گفتن ندارند پس باید به کمک کلیپ و این چیزا آهنگشون رو به خورد مردم بدهند .
این شد فرایند تولید خواننده امروزی. به همین سادگی به همین...!
درسته که ما در هر زمینه ای از جمله موسیقی نیاز به چهره های جدید جوان و خلاق با ایده های نو داریم؛ اما واقعا کسانی که در حال حاضر وارد این حرفه می شوند رو میشه نام اون ها رو هنرمند گذاشت؟
می توان گفت چهره ای جدید هستن و پیام جدیدی رو دارند؟
البته از حق نگذریم از نظر چهره و تیپ که واقعا جدید و متفاوت از بنی بشرند! اما از نظر ترانه ها، موسیقی و چیزایی که می خونند...
امروز یکی میاد می خونه: سلام به اون که توی دلم درخشید دیگه دوستت ندارم دیگه دوستت ندارم ببخشید...
و فردا اون یکی می خونه: لباش چه طور سرخه؟واسه فروش نداره غرفه؟مریض میشه نمی کنه سرفه!!!
و روز بعدش پدیده خوانندگی " بنیامین" می خونه :شرکت ..خلوت،دفتر....منشی، شیشه...اونورش پیدا،حمام...پاکستان،دوش... آب چرخ کن،چنگال ...یکی بود یکی نبود!!!
در همین راستا دوستی به نکته ظریفی اشاره کرده بود فکر می کنم شما هم با من و این عزیز موافق باشید که " هر خواننده ای شعری را برای خواندن انتخاب می کند که در حد فهم و ظرفیت فکری اش است ، یعنی اگر جهان بینی فلسفی داشته باشد اشعارعمیق اجتماعی،اعتقادی ،فلسفی موثرو جریان ساز را می خواند زیرا که موسیقی به گونه ایی قسمت معنوی فلسفه است.یعنی اندیشه های افسونگر و بی جواب ما در فلسفه تئوریک در موسیقی فریاد زده می شود"
اما متاسفانه آنچه که امروزه با نام موسیقی ارائه می شود و بالتبع اهداف ارائه دهندگان این آثار که ناشی از درک و شناخت نا صحیح انها از موسیقی و فلسفه ی هستی ست در نقطه ی مقابل رسالت حقیقی این علم الهی که همانا آرامش روح و جان و انتقال پیامهای عاطفی ،اجتماعی و دعوت به زیبایی ها،خوبی ها و معنویات است قرار گرفته .
نمی دونم این روند تا کی می خواد ادامه داشته باشه؟تا کی باید شاهد سیر نزولی موسیقی در کشورمون باشیم؟
چه نهادی برای شناسایی افراد مستعد و هنرمند وجود داره؟
چرا باید افراد مطلقا با اهداف مادی گرایانه و نگرش های اقتصادی به هنر بالاخص موسیقی فعالیت کنند؟
امیدوارم هرچه زودتر همه چه این خواننده های جوان چه حامیان مالی آنها و چه افرادی که با استقبال از این ترانه های سیاه و بی ارزش حمایتشون میکنن به خودشون بیان و هنر واقعی رو از کذایی تشخیص بدهند قبل از اینکه کار از کار بگذره و دیگه چیزی به نام موسیقی ایرانی، خوب ، مفهومی و سالم باقی نمونده باشه.
دوستان و هواداران شکیلا باز هم میگم که شکیلا جان یه هنرمند واقعیه، یک تک ستاره در آسمان هنر جهان که امیدوارم این " یگانه صدای عشق و عرفان ،آوای شرق" همچنان با بهره گیری از اثار بزرگان و مشاهیر ادبی و همکاری با اساتید موسیقی این مرز پر گوهر خالق ترانه هایی عارفانه، عمیق و برتر ، تامل طلب و ماندگار همچون گذشته باشد.
زنده باد شکیلا
تصنیف بهار دلکش
شاعر: ملک الشعرای بهار (سروده شده در دو بند)
آهنگساز: غلامحسین درویش
تنظیم کننده: علیرضا توانگر
البوم: آنسوی بیسو 1381
اجرا های دیگر(در دستگاه ابوعطا):
1-علیرضا قربانی با همراهی تار داریوش طلایی
2- رشید بهبودف (خواننده اذری زبان)
3-محمد رضا شجریان در سال 1355 با همراهی گروه نوازندگان گروه فرهنگ و هنر با تنظیم استاد فرامرز پایور -در سال 1359 با همراهی تار محمدرضا لطفی
دگر باره بهار طبیعت فرا رسیده ،بهار دل ها ،بهار جان ها
همه جا بوی بهار پیچیده...بوی باران ،شکوفه و سبزه ...بوی نشاط و سرزندگی
و اکنون هنگامه ی سرودن نغمه های بهاریست ...
هنگام سرودن نغمه های بهاریست، زمان چنین گفته ما را
تا روز سبز و دلی عاشق داری؛بدان که بهار است،بهار زندگانی
حال که تو هم بهاری داری،با من بخوان این نغمه ی بهاری :
بهـــار دلکش رسید و دل به جا نباشد
از آنـــکه دلــبر دمی به فکــر ما نباشد
در این بهـــار ای صنم بیا و آشتی کن
که جنگ و کین با من حزین روا نباشد
صبحدم بلبل بردرخت گل به خنده می گفت:
نازنینان را ،مه جبینان را،خدا وفـــا نباشد
اگر که با این دل حـــزین تو عهدو بستی
عزیز من ،آخ ،با رقیب من چـرا نشستی؟
چـــرا دلم را حبیب من از کینه خستی؟
بیا در برم از وفا یک شب ای "مه نخشب"
تازه کن عهدی ، خدا ، که بر شکستی
بیا در برم از وفا یک شب ای "مه نخشب"،بت بهاری
تازه کن عهدی، تازه کن عهدی، که بر شکستی
♪♫♪♫♪♫
به باغ رفتم دمی به گــل نظـــاره کردم
چون غنچـــه پیراهن از غم تو تازه کردم
روا نبـــاشد اگـــر ز من کـــنـــاره جویی
که من ز بهــــر تو از جهـــان کناره کردم
ای پری پیکر ،سرو سیمین بر،بت بهاری
مهوشی جانا ، دلکشی اما ، وفا نداری
به بـــاغ رفتم چـــون عارضت گلی ندیدم
ز گلشـــنت از مـــراد دل گلـــی نچـــیدم
به خـــاک کــــوی تو لاجــــرم وطن گزیدم
ببین در وطن از رفیقانت،وز رقیبانت چه ها کشیدم
تبلیغات






