در این روزگار که معنویت و عشق گم شده ، جهان به دهکده ای کوچک بدل گشته و زندگی روح ماشینی بخود گرفته ، در این روزگار که خدارا اززمین می آرند وسراغش را از زمان میگرند ! نغمات ملکوتی لطافت و گیریندگی خاص دارند. گزافه نیست اگر بگوییم ترانه های خانم شکیلا به همان اندازه جذبه و لذت برای شنونده خلق می کند که عرفا و صوفیان از معنویت و عرفان سخن می گویند.
از وجود خود چو نی گشتم تهی / نیست از غیر خدایم آگهی
چون که من ,من نیستم،این دم زهوست/ پیش از این هرکه دم زد,کافراوستبارالهـا ! مددی که از تو غافل نشوم ، بارالهـا ! مددی غریب و سائل نشوم
باتو درویش منم !گذشته از خویش منم ، آن کم از همگان بیش منم ! گذشته از خویش منم ...
مثل یک شاخه سنگین پرم از بار نیاز ، بارالها ! چه کنم گر به تو مایل نشوم ؟
دل درویش من این ثروت بی حد وفا ، آیه بذل توام ؛ چگونه نازل نشوم ؟!
باتو درویش منم !گذشته از خویش منم ، آن کم از همگان بیش منم ! گذشته از خویش منم...
من یکی قطره و تو ساحل دریای وجود ، کمتر از هیچ ام ؛ اگر من به تو واصل نشوم !
بارالها ! حاصل بودنم این تحفه ی دل ! مددی کن که سرافکنده ز حاصل نشوم
باتو درویش منم !گذشته از خویش منم ، آن کم از همگان بیش منم ! گذشته از خویش منم...
هدیه ،مینا جلالی /صادق نوجوکی






