بازدید :
مرتبه
تاریخ : شنبه 21 آبان 1390
از آن زمان که سپردم به نغمه های تو گوش
خرد خمار شد و گشت مست میزده هــوشرمیدم از همه نا واژه های گنــگ و غـــریب
یگانه نام تو بر لب چو شهدگشت و چو نوش
نگـاه کن که دلم در سبـــوی سیـــنه ز تو
فراتر از همه می ها و باده ها زده جـوش
رضای بــاده پـرستـــان بدار ســاقی نــاز
شراب دلکـش خود را به غیر ما مفروش
ترانـه ساز به عزلت نشسته با دل تنگ
همیشه نام تو را برده با لب خــاموش
محمد زمانی (لب خاموش)

ارسال توسط Fateme






