نام ترانه : زبـــان نگاه آلبوم:زبان نگاه ( 1999/1378 )
شاعر:هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه) آهنگ و تنظیم : صادق نوجوکی
نشود فاش كسی ، آنچه میان من و توست تا اشـــارات نظر ، نامه رسان من و توست
گوش كن،با لب خــاموش سخن می گویم پاسخم گو ، به نگاهی كه زبان من وتوست
روزگـاری شد و كس مـــرد ره عشق ندید حالیا ، چشــم جهـانی ؛ نگران من و توست
گـر چــه در خـلـوت راز دل ما كس نرسید همه جا زمزمۀ عشق نهــــان من و توست
گو بهار دل وجان باش و خزان باش ، ارنه ای بسا باغ و بهاران كه خزان من و توست
این همه قصه ی فردوس وتمنای بهشت گفتگویی و خیـــالی ز جهـــان من و توست
نقش ما گو ننگــارند به دیباچــه ی عقل هركجا نامۀ عشق است،نشان من و توست
سایه ،زآتـشكده ماست فروغ مه و مهر وه ازاین آتـش روشن كه به جان من وتوست
به گفته برخی از صاحبنظران نخستین جرقه ی عشق سایه در غزل زبان نگاه شکل می گیرد و ...

نخستین جرقه ی عشق در شعر سایه در غزل زبان نگاه شکل می گیرد و دوره ی جدید را در شعر وی می گشاید. این عشق چنان طوفانی ست که شاعر مدت ها در اشعارش از آن سخن میگوید
دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرود
هوا گرفته ی عشق از پس هوس نرود
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست
روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید حالیا چشم جهانی نگران من و توست
نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل
هرکجا نامه عشق است نشان من و توست
این زمزمه ها گاه به فریاد شدن میل کرده ،"شکایت هجران "سر میکند، زندگی و گذر لحظه ها در فراغ و جدایی عاشق و معشوق از یکدیگر را چون خزانی بی ثمر میداند.
زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست
گو بهار دل و جان باش و خزان باش ، ارنه ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست
و گاه فرود می آید و و به سوی سکوت ...سکوتی که باز فریاد است...
گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید همه جا زمزمه عشق نهان من و توست
سایه زآتشکده ماست فروغ مه و مهر وه از این آتش روشن که به جان من و توست
آهنگ زیبای زبان نگاه با صدای شکیلا
ویدئو زبان نگاه
ویدئو کنسرت زبان نگاه
دکلمه شعر با صدای استاد سایه به همراه ترانه بانو شکیلا

شعر زبان نگاه با خط خوش یار شکیلایی "سعید حبیبی"










