نام ترانه : شعلۀ بیدار
شاعر : فریدون مشیری
آهنگ و تنظیم :علی توانگر
آلبوم :شعله ی بیدار (1386/ 2008)
می خواهم و می خواستمت تا نفسم بود
می سوختم از حسرت و عشق تو بسم بود
عشق تو بسم بود که این شعله ی بیدار
روشنگــــر شبهــــای بلنـــد قفسم بود
آن بخت گریزنده دمی آمد و بگذشت
غم بود که پیوسته نفس در نفسم بود
دست من و آغوش تو هیهات که یک عمر
تنــــها نفسی با تو نشـــستن ، هوســم بود
سیمای مسیحایی اندوه تو ، ای عشق
در غربت این مهلکه ، فریـــاد رسم بود
لب بسته و پرسوخته از کوی تو رفتم
رفتم به خدا گر هوسم بود ، بسم بود

می خواهم و می خواستمت تا نفسم بود
می سوختم از حسرت و عشق تو بسم بود
عشق تو بسم بود که این شعله ی بیدار
روشنگــــر شبهــــای بلنـــد قفسم بود
آن بخت گریزنده دمی آمد و بگذشت
غم بود که پیوسته نفس در نفسم بود
دست من و آغوش تو هیهات که یک عمر
تنــــها نفسی با تو نشـــستن ، هوســم بود
بالله ، که بجز یاد تو گر هیچ کسم هست
حاشا ، که بجز عشق تو گر هیچ کسم بود
سیمای مسیحایی اندوه تو ، ای عشق
در غربت این مهلکه ، فریاد رسم بود
لب بسته و پرسوخته از کوی تو رفتم
رفتم به خدا گر هوسم بود ، بسم بود
آهنگ شعله بیدار
ویدئوی شعله بیدار

تبلیغات







