تبلیغات
SHAKILA...voice of angel - تو خاموشی ، خونه خاموشه


امروز: 
  با سلام ,ورود شما هوادار عزیز را به وبسایت یگانه صدای عشق و عرفان ,نادره زمان ,شکیلای جان خیرمقدم عرض می نماییم.بی صبرانه منتظر پیام ها و نظرات سازنده شما عزیزان هستیم.با امید به اینكه از مطالب و عكس های این وبلاگ استفاده لازم را ببرید.باتشكر فاطمه,مدیر وبلاگ هواداران شكیلا...صدای یك فرشته          

بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 26 مرداد 1389
                                                                                            به یاد مادرم.تسلیت

تو خاموشی خونه خاموشه

شب آشفته  ، گل فراموشه
بخواب که امشب پشت این روزن
شب کمین کرده رو به روی من
تب آلوده تلخ و بی کوکب
شب شب غربت شب همین امشب
لایی لایی من به جای تو شکستم
تو نبودی من به سوگ غم نشستم
از ستاره تا ستاره گریه کردم
از همیشه تا دوباره گریه کردم
لالالالا آخرین کوکب
لباس رویا بپوش امشب
لالالالا ای تن تب دار
اشکامو از رو گونه هام بردار
لالالالا سایه بیدار
نبض مهتابو دست من بسپار
لایی لایی من به جای تو شکستم
تو نبودی من به سوگ غم نشستم
از ستاره تا ستاره گریه کردم
از همیشه تا دوباره گریه کردم
تو خاموشی خونه خاموشه
شب آشفته گل فراموشه
بیا کامشب پشت این روزن
شب کمین کرده رو به روی من
تب آلوده ، تلخ و بی کوکب
شب شب غربت شب همین امشب

هیچ بهانه ای ندارم برای نوشتن این پست جز غم از دست دادن عزیزی که با خاموشی اش خونه را خاموش، شب را اشفته ،گل را فراموش و دل ها را ویران ساخت.فرشته ای که وجودش نور و نعمت بود و نبودنش مصیبت.

عزیزی که به من اموخت چگونه باید نور ایمان را در دل پروراند ، خدایی زیست و خدایی از دنیا رفت...

هیچ بهانه ای نیست جز غم از دست دادن عزیزی که هستی ام را از او دارم ،آنکه عزیز ترین کس زندگی ام بوده و تا به ابد خواهد بود ؛ مادرم...

مادر عزیزم چند روزی است که در حسرت شنیدن صدای گرمت خاموشم ،چند روزی که در حسرت دیدن چشمان معصومت بیدارم ؛ ای کاش میدانستی که چگونه روز و شب در طلب اغوش پرمهرت و بوییدن عطر تنت می سوزم و می سوزم...

خوب میدانستی که بدون تو زندگی برایم هیچ معنایی ندارد ،خوب میدانستی  که این پیکر نحیف تاب بر دوش کشیدن سنگینی غم هجرانت را ندارد ؛ اما خود با شوقی وصف نا پذیر به استقبال مرگ رفتی چون عاشق بودی و از این درد و  رنچ دنیوی خسته ؛ از این دنیای خاکی رخت بر بستی و مرا با کوهی از غم و ماتم تنها گذاشتی. رفتی، چون عاشق بودی و عاشقان در شوق پروازند از این خاکدان چونکه باشد پای یک عشق خدایی در میان...

 آنگاه که در ماه ضیافت الهی در روزی که خداوند درهای بهشت برین اش را بر بندگانش گشوده است دعوت حق را لبیک گفتی ؛و انگاه که در هنگامه ی ظهر با ندای الله اکبر موذن در دل خاک آرام گرفتی، قدسیان آسمان بر دل پاکت ، بر ایمان استوارت و قلب رئوفت شهادت دادند ؛ آری شهادت دادند ؛ بر قدسی بودنت شهادت دادند و تو اکنون در عرش کبریایی هستی ,مرغ باغ ملکوت گشتی و همنشین نور.

 می دانم که تو را به اشک های من نیازی نیست و تاب دیدن چشمان گریان مرا نداری ؛اما چه کنم ؟ چه کنم که هیچ ندارم به تو تقدیم کنم جز " سوز دل ،اشک روان ،آه سحر ، ناله ی شب" تا شاید مرهمی باشد بر این دل داغدار.

وای بر من که تا وقتی بودی نفهمیدم چه هستی، اما حال که نیستی میدانم چه بودی...

هنوزصدای تلاوت قرانت در گوشم هست ؛ هیچگاه عطر چادر نمازت از یادم نخواهد رفت و میدانم که تا ابد دعای خیرت بدرقه راهم خواهد بود..

مادر عزیزم مرا ببخش و بدان که بی نهایت دوستت دارم و تا به قیامت دوستت خواهم داشت و به یادت هستم.

روحت شاد



ارسال توسط Fateme
.
.
ترانه های شکیلا با کدام سبک را بیشتر می پسندید؟





.
.
.
.




.
تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به SHAKILA...voice of angel می باشد.