نام ترانه : شعلۀ بیدار
شاعر : فریدون مشیری
آهنگ و تنظیم :علی توانگر
آلبوم :شعله ی بیدار (1386/ 2008)
می خواهم و می خواستمت تا نفسم بود
می سوختم از حسرت و عشق تو بسم بود
عشق تو بسم بود که این شعله ی بیدار
روشنگــــر شبهــــای بلنـــد قفسم بود
آن بخت گریزنده دمی آمد و بگذشت
غم بود که پیوسته نفس در نفسم بود
دست من و آغوش تو هیهات که یک عمر
تنــــها نفسی با تو نشـــستن ، هوســم بود
سیمای مسیحایی اندوه تو ، ای عشق
در غربت این مهلکه ، فریـــاد رسم بود
لب بسته و پرسوخته از کوی تو رفتم
رفتم به خدا گر هوسم بود ، بسم بود

ادامه مطلب
درود بر دوستداران شکیلا و موسیقی
مصاحبه ی تلفنی را که خانم شکیلا و اقای هوشمند عقیلی با صدای آمریکا مورخ نوزدهم بهمن ماه سال 87 داشتند ؛ در ادامه تقدیم حضورتان می گردد . تمامی صحبت های خانوم شکیلا و بخشی از صحبت های اقای عقیلی به صورت متن تنظیم شده است که ضمن خواندن این متن میتوانید مصاحبه را در پایان دانلود نمایید .
ورود به صفحه مصاحبه

ادامه مطلب
ترجمه ترانه ی کراس کردی
ای دختر پیراهن ابریشمی
از ته دل برایت آه می کشم
دختر به خدا قسم که فقط یک بار میخواهم کنارت بنشینم
بیا بیا یک ساعت پیش رویم بنشین
چرا روزی چند بار قهر می کنی؟
این برایت عادت شده
پیراهن چیت ات را تکان بده که به زمین نخوره ( در کردی دخترها موقع رقص گوشه ی پیراهنشان را تکان می دهند.)
من هر که را می بینم دلم باز تو را می خواهد.
تو را به خدا زیبا چشم ، دلت را از من برنگردان
بیا بیا جلوی پنجره که من "پولک های " دور روسری ات را ببینم
خودم می آیم میهمان خانه ات می شوم
ای که مثل گل لطیف و شادابی
پیراهن کتانی ات مبارک باشه ، خیلی قشنگه
چرا با من قهر کردی ؟ قهر دیگه بس است
تو را به خدا بیا ای یار قشنگم
من روزی دویست بار فدای قد و بالای بلندت میشوم .
ترانه های محلی آیینه تمام نمایی از اندیشه ها ،احساسات و فرهنگ اقوام مختلف یک ملت هستند. ترانه کراس کردی یک بازخوانی ست از شکیلا که بسیار شیرین و گوشنواز اجرا شده ؛ کراس در گویش کردی به پیراهن گشاد و بلند اطلاق میشود که دختران می پوشند ومعمولا هم از پارچه های نفیس و زیبا تهیه میکنند. در ویدئو این ترانه تمامی اجزا و عناصر از تن پوش دخترکان کرد و لباس شکیلا گرفته تا فضایی که برای فیلمبرداری انتخاب شده ونماهای زیبایی از دف که در موسیقی کردستان جایگاه ویژه ای داره ، همه و همه آداب و رسوم و زندگی مردم این ناحیه رو در ذهن مخاطب تداعی می کنه که واقعا زیبایی کار رو دو چندان کرده است.
این ترانه توسط هنرمندان و گروههای دیگری هم بازخوانی شده مثل گروه کامکارها که یکی از بهترین گروههای موسیقی ما هستند . از حق نگذریم کامکار ها که خودشون کرد زبان هستند این ترانه رو بسیار زیبا اجرا کردند اما گویی اجرای شکیلای عزیز زیبایی و لطافت خاصی دارد که در دیگر بازخوانی ها نمیتوان یافت .
ویدئو کراس کردی شکیلا (( MP4, 22MB
آهنگ کراس کردی کامکار ها (MP3,6 MB)
دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرود هوا گرفته ی عشق از پی هوس نرود
به بوی زلف تو می زنم در این شب تار وگرنه چون سحرم بی تو یک نفس نرود
دلی بی تاب در سینه ، اشک شوق بر چشم و یا لبخندی پر رمز و راز بر لب....
می تونه یکی از خاطره انگیزترین روزهای زندگیتون باشه ؛ چه روزی؟!
نگاهی به عکس زیر بیندازید....
اگر شما جای این دوستان خوش شانس بودید ؛ چه می کردید؟
مثل اونا از دریچه ی دوربین زیبایی این لحظه شیرین رو ثبت می کردید و یا جملاتی لبریز از عشق همراه با خطوطی نقش بسته بر صفحه ای سفید را از شکیلا جان به یادگاری می بردید ؟ و یا...
ویا اصلا میتوان وسعت این دقایق عاشقانه را با چیزی جز حک بر یک دل عاشق ثبت کرد؟!
در چنین ملاقاتی حرف دل های عاشق شما دلدادگان برای شکیلا چه خواهد بود ؟ چه خواهید کرد؟
نیمه هوشیار
آهنگ و تنظیم : صادق نوجوکی
شاعــــر : مـــیرزا حبیب خــــراسانی
آلبــــــــوم : اشک مهتـــــاب (1379/2000 )
نوازندگان : علی توللی (دف و ضرب)، امیر بدخش (تار و سه تار)
نیمه هشیاریم و یک نیمه دیگر مستانه ایم
لطفی ای ساقی که ما محتاج یک پیمانه ایم
بیم رسوایی مده ای شیــــخ ما را بعد از این !
سالها شد ما به رندی در جهـــان افسانه ایم
عقل اگــــر با ما بود از عهد دیــریــن آشنـــا
بگذر از ما گو که از خویشتن نیز بیگانه ایم
لب به لعل گلرخان بنهاده همچـــون ساغریم
چنگ در زلف بتان افکنده همچـون شانه ایم
سیــــل انـــدوه را بگو آبــــادی ما را مده !
بیم ویــــرانی که از روز ازل ویـــــرانه ایم
هر کجــــا زلـــف بتی در تار او بند و شکن
هرکجــــا شمع رخی بر گــرد او پروانه ایم
"ویدئو نیمه هوشیــــــار"
"ویدئو کنسرت نیمه هوشیار (2006)"


زندگی شکیلایی من
در ابتدا باید از عدنان عزیزم تشکر کنم که پیشنهاد نوشتن این مطلب رو به من داد و با عجله ای که واسه آماده شدنش داشت یادش رفت که من تایپم فوق حرفه ایه ( یک انگشتی) . و واسه نوشتنش از نویسنده هری پاتر بیشتر زحمت کشیدم. اما در کل پیشنهاد قشنگیه و چه بهتر که سایرین هم اینکار رو ادامه بدن مطمئنم قشنگ میشه.
منم واسه اینکه غبار خاطرات بیست سال قبل رو پاک کنم تا از خوندنش حوصلتون سر نره سعی کردم خودمونی بنویسم و گاهی اوقات شوخی کوچکی کردم .امیدوارم خوندنش واستون جالب باشه و خستتون نکنه. خوب یه فنجون قهوه تلخ بزنید تا بریم به پاییز 1369 ......
ادامه مطلب
Mery Christmas & Happy new year to Dear SHAKILA & her family

تبلیغات








