شبم پرشور از آوای تو ای دوست دلم همـــواره مأوای تو ای دوست
کنــــارم نیستی امّا به گــــــوشم رسد هر لحظه نجوای تو ای دوست
یقیـــن دارم به آتـــــش می کشاند شبم را لحـــــن شیوای تو ای دوست
لبالب می شود باز امشب انگـــــار دل از آشـــوب و بلــوای تو ای دوست
ا لیم از درد هجرم،مانده چشمم بــه درمـــان و مـداوای تو ای دوست
محمد زمانی (لب خاموش) / اصفهان

در چند سال اخیر شاهد همکاری بسیاری از خوانندگان خارج از کشور با هنرمندان داخلی بوده ایم .بدون تردید تبادل فرهنگی و هنری با خارج از مرزها زمانی که در شکل صحیح خود صورت پذیرد ، منتج به پیشرفت موسیقی پاپ در داخل و خارج از کشور خواهد شد.
گرچه این ترانه سرایان و آهنگسازان جوان راه درازی را برای تبدیل شدن به یک هنرمند پیشرو همچون اساتیدی چون جهانبخش پازوکی ، اردلان سرفراز ، شهیار قنبری، هما میرافشار ، محمد حیدری و بسیاری دیگر دارند ؛ اما با نیم نگاهی به آثار مشترک هنرمندان خارج و داخل کشور ؛ پی به توانایی ها و خلاقیت و هنر خیره کننده آنها خواهیم برد و انصافا در طی این سال ها شاهد ترانه های بسیار زیبایی بوده ایم . آلبوم دنیای این روزهای من از داریوش به خوبی بیانگر این موضوع است.
گاها در این بین ،چنین همکاری هایی به نوعی به ممنوع الفعالیت شدن هنرمندان ساکن ایران انجامیده است ؛ به همین خاطر برخی از آن ها ترجیح میدهند تا نام آنها در خفا بماند .
در آخرین آلبوم شکیلا ( مژده آزادی) نیز ما شاهد نخستین همکاری شکیلا با هنرمندان داخلی بودیم . ترانه یکی شدن و و قت پریدن که با درخشش 2 تا از ترانه سرایان جوان شکل گرفته اند .
یکی شدن با شعری از علیرضا حسینی لرگانی و وقت پریدن از شاعره جوانی که بنا به دلایلی که پیشتر اشاره شد تنها با نام مستعار الف . ق از وی در آلبوم یاد شده است.
آقای علیرضا حسینی شرح کوتاهی را از چگونگی شکل گرفتن همکاری خود با شکیلا و شاهین یوسف زمانی (آهنگساز این اثر) برایمان بازگو کرده اند :
" یکی شدن " ... اوایل مهر 88 دوست خوبم شاهین یوسف زمانی (آهنگساز و تنظیم کننده) ماکت آهنگی را در اختیارم گذاشت تا بر اساس ملودی ، ترانه ای را برای صدای خانم شکیلا بنویسم . صدای خانم شکیلا را همیشه دوست داشتم و این برایم اتفاق خجسته ای بود . " یکی شدن " را 3 مهر 88 در خانه مادربزرگ دوست داشتنی ام (روحش شاد) بصورت غزل ترانه ای نوشتم و پس از چندی در آلبوم مژده ی آزادی با صدای بانوی آواز ایران ، خانم شکیلای عزیز منتشر شد . آنقدر این صدا برایم عزیز و دلنشین است که حتمن این همکاری را مجددآ تکرار خواهیم کرد .
" یکی شدن "
بذار که دست گرم تو ، پناه دست من باشه
بذار که فانوس چشات ، بتابه شب شکن باشه
صدا فقط صدای تو ، ترانه م و زمزمه کن
بذار که عطر واژه از نرگس و نسترن باشه
بذار غزل ترانه م و ، با یه دل خوش بخونم
بذار هم آوازی ما ، واسه یکی شدن باشه
شب و پر از ستاره کن ، تیغ نگات و تازه کن
بذار میون چشمامون ، یه جنگ تن به تن باشه
چه خوبه ناز تن تو ، چه خوبه بوسیدن تو
چه خوبه آغوشت عزیز ، همیشه جای من باشه
از روی بوم عشق تو ، تا آخرین لحظه ی عمر
نمی پرم حتی اگه فرصت پر زدن باشه ...
"شکیلا و شاهین یوسف زمانی"
از همکاری آقای حسینی با آخرین فرشته سپاسگزارم و برای ایشان آرزوی موفقیت روز افزون را دارم.دوستان برای آشنایی بیشتر با آثار این هنرمند عزیز می توانند به " سایت و وبلاگ رسمی " ایشان مراجعه نمایند.
مرغ سحر نام تصنیف مشهوری است که به خاطر معنای آزادی خواهانه و نثر روان آن در حافظه تاریخی ایرانیان علی الخصوص خوانندگان و هنرمندان عرصه موسیقی ایران جایگاه مهمی را به خود اختصاص داده است.
ادامه مطلب
بهار دیگری آمد اما صد افسوس که بهاری را برایم به همراه نیاورد...
خودت خوب میدانی که از چه سخن میگویم !
بگذار برای بار دیگر تو را مادر بنامم که برای آدمی از جنس فرشتگان چه واژه ای زیباتر از مادر میتوان یافت ؟
پس مادر جانم گوش کن که با لب خاموش سخن می گویم ...!
تنها در کنج اتاقم به عشقت منتظر نشستم و تو نیامدی ...
آه که چقدر دوست دارم با تو زمزمه کنم : بهار دلکش رسید و دل به جا نباشد از آن که دلبر دمی به فکر ما نباشد...
دیدی که چگونه رسوا شد دلم ؟ تمنای دلم را میشنوی ؟
از این دلواپس ها به تنگ آمده ام ، فریاد که اگر مرا از رشته ی گیسوی خود باز رهانی !
مادرم : غربت تنهایی هایم را تا به کی در حصار کوچه های بی کسی تاب بیاورم که خود میدانی تمام عاشقا رفتن از اینجا ، یه غربت مونده و من تنهای تنها
در شب انتظارت ، انتظار را هجی کردم ، نوشتم ...! آری نوشتم آنچه را که خود نوشته ای " وای که انتظار میکشه منو دل بی قرار میکشه منو"
و باز انتظار...
دوستان و گرامیان ، سلام
این لحظات که یکی یکی سپری می شن دردانه جام سالیست که خوب یا بد در گذره.
این سال برای شیفتگان بانو شکیلا و ساکنان آخرین فرشته سالی خوش خاطره نبود...
اتفاقات بد....
یکی پس از دیگری...
برای من خاطره تلخ عروج مادر و از طرفی دیگه کم لطفی های اینترنتی.
هرچند که شاید ارتباط ساکنان با هم را قویتر از قبل کرد اما چه سود...
چه سود که خاطره هرچه کنی تلخه...
یاد این بیت حضرت حافظ افتادم:
ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
ترسی توی دلم افتاد که نکنه سرنوشت ما سخن این بیت بشه.
نکنه که از پس رنج دوران ناگزیر به تنهایی بشیم......
لبی بر فاتحه باز کردم و برگی از دیوان او به شکایت که آخر این چگونه سالی بود بر سرمان آمد ای شیخ؟
و چه زیبا چراغ بر دل روشن میکنه شیخ ما.
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند چنان نماند چنین نیز نخواهد ماند
دوستان عزیز ببخشید که خاطرتون رو آزرده کردم ...
از خدای بزرگ می خوایم که این سال که داره یواش یواش قدم برمی داره برای همه ما به خصوص برای هنرمند عزیزمون "خانم شکیلا " سرشار از بهترین وقایع باشه.
جا داره نوروز , این کهن آیین آریایی ایرانی رو از همین حالا به حضور خانم
شکیلا و عاشقان و مریدانشون در سرتاسر این کره خاکی تبریک و شادباش بگم
گشت گرداگرد مهر تابناک ، ایران زمین روز نو شد و شـــادی برون زندر کمیــن
ای تو یزدان ، ای گرداننده مهر و سپهر برترینش کن برایم این زمان و این زمین
سال خوبی داشته باشید
در پناه حق.
فریدون مشیری پیوسته پاسدار مهربانی ست و زبان عاشقانه سرایی را در حوزه شعری برجسته و برجسته تر ساخت .
هر کجا رسیده ام سخن از مهر گفته ام
آوخ ، پاسخــی به ســـزا کــم شنفته ام
شعر مشیری سخن عشق ، محبت و مهربانی است و همواره لبریز از لحظه های عشق و عاطفه های مردمی ست...
ای عشق ؛ در آتش تو فریاد خوش است
هر کس که در آتش تو افتاد خوش است
می خواهم و می خواستمت تا نفسم بود
می سوختم از حسرت و عشق تو بسم بود
عشق تو بسم بود که این شعله ی بیدار
روشنگــــر شبهــــای بلنــــــد قفسم بود
وی در حیات شعریش پیوسته انسان و عشق را ستوده است ...
تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق
که نامت خــــوشتر از اینت ندانـــم
وگر هر لحظه رنگی تازه گیری
به غیر از زهر شیرینت نخوانم
تو زهری ، زهر گرم سینه سوزی
تو شیرینی ، که شور هستی از توست
شراب جان خورشیدی که جان را
نشاط از تو ،غم از تو ،مستی از توست
مشیری زیبایی ها را می یابد و می ستاید و در این بین درس مهربانی و مهر دوستی میدهد و انسان ها را به عشق ورزی و محبت دعوت می نماید...
ای همه مردم در این جهان به چه کارید؟
عمر گرانمایه را چگونه گذرانید؟
هرچه به عالم بود اگر به کف آرید
هیچ ندارید اگر که عشق ندارید
وای شما دل به عشق اگر نسپارید
اگر به ثریا رسید ؛ هیچ ندارید
عشق بورزید ، دوست بدارید
آهنگ زیبای کردی " شیرین جان " بازخوانی از بانو هایده
تقدیم به دوستداران الهه ی عشق و عرفان "شکیلا "
شیرین جان شکست عهد منو ، شکست عهد منو...
گفت هرچه بود گذشت...
به گریه گفتمش آری ، آری ولی چه زود گذشت ...

ادامه مطلب
تبلیغات







